دل نوشته
 || مدیریت  ||  شناسنامه  || پست الکترونیــک  ||  RSS  ||  Atom  ||
+ این هم یک عذرخواهی

امیر ـزهره :: یکشنبه 25/1/1387 ساعت 12:24 عصر

 


سلام بر دوستان مهربان


عذر مرا بپذیرید. مدتی ترک دنیا گفته بودم.


همه از دو تا شدن می ترسند و فرار می کنند من رفته بودم برای دو تا شدن. خدا را شکر تمام شد.


منتظر نظرات شما هستم. راستی مدتی است ذوق من مثل ساعت مچی ام خواب رفته. کمک می خواهم


تا بیدار شود.


ممنون


نوشته های دیگران()

+ تقدیم به غریبه از کنارمان رفت

امیر ـزهره :: شنبه 6/5/1386 ساعت 3:35 عصر

 


گاهی خودت را جای من بگذار ، گاهی


جای غریب خسته ی بی سرپناهی


هرگز تصور هم نمی کردم ببینم


من بی تو غمگینم، تو بی من رو به راهی


از ما گذشت اما یقین دارم می افتد


یک شب پلنگ چشمتان در دام ماهی


 نه پاسخ خوبی نبود، اما قبول است


من دلخوشم با این جواب اشتباهی


با ایثنکه رفتی جای شکرش باز باقی است


آدم به آدم می رسد خواهی نخواهی


نوشته های دیگران()

+ و اینهم مطلبی زیبا از ونوس عزیز

امیر ـزهره :: چهارشنبه 5/2/1386 ساعت 4:53 عصر

 


 


تو مرا باور کن کاش درها باز بود کاش میشد به در بسته دلی


مشتی از مهرو محبت بزنی کاش میشد به حقیقت فهمید


پشت این ویرانی چه کسی با تو سخن میگوید کاش میشد


که به خود وعده دهی در دلها باز است در لجن زار فریب


لاله میروید باز کاش میشد به تمنای خیال وسعت نور


دلی را فهمید که به خود وعده دهی نور عشقش زیباست


نوشته های دیگران()

+ و شعری از دوست عزیزم سیدامیرحسین حاتمی نسب

امیر ـزهره :: جمعه 18/12/1385 ساعت 1:6 عصر

 


تمام سهم زمین از حسین پرپر شد


زمین برای همیشه شهید پرور شد


شکت حرمت خورشید در برابر شب


چه شد که گوش زمین از شنیدنش کر شد؟


و سرنوشت عجیبی که بیم آن می رفت


به حکم قاتل آیینه ها مقدر شد!


و لحظه لحظه عطش بود دست وپا می زد


چنان که آب هم از دیدنش مکدر شد


و کینه های فدک آن چنان به اوج رسید


که بوسه گاه محمد نصیب خنجر شد


عجب حکایت تلخی، غروب و غربت و داغ


زمین گریست به حدی که آسمان تر شد


نوشته های دیگران()

+ باز هم به یاد او

امیر ـزهره :: سه‏شنبه 8/12/1385 ساعت 9:57 عصر

 


آمد کنار حوصله من تنگ نشست


مثل همیشه پنجره ها را ولی نبست


گفتم چقدر سهم حقیرست این زمین


گفت آسمان، برای من و تو همیشه هست


خورشید شد به آتش کشید تن مرا


خندید، بند بند وجودم زهم گسست


پیچید بوی تلخ وداع همیشگی


افتادم از نهایت چشمش، دلم شکست


از درد حلقه میزدم و دم نمیزدم


دریا و آسمان و زمین، دست روی دست


حالا نشسته ام به تماشای روزها


حالا اسیر بازی این روزگار پست


حالا منم که سنگ صبور زمین شدم


او یک پرنده شد در افقهای دور دست


پیچید بوی خاطره ای تلخ در تنم


آمد کنار حوصله ام تنگ تر نشست


نوشته های دیگران()

+ تبریک عید سعید غدیر خم

امیر ـزهره :: یکشنبه 17/10/1385 ساعت 10:35 عصر

 


 


فرخنده سالروز ثبت اکمال دین، اتمام نعمت، طلوع ، استمرار ولایت بر


خورشید عالمتاب هستی مهدی موعود(عج) و شما پیروان  بر حقش


مبارکباد


نوشته های دیگران()

+ این هم شعری از پریسا مقصودی شاعر خوب نیشابور

امیر ـزهره :: پنجشنبه 9/9/1385 ساعت 4:12 عصر

آقا سلام! دختری از نسل سوم ام


سر تا به پای هق هق و قدری تبسم ام


شعرم دخیل بسته به تالار آینه


همسایه با طواف پریشان مردم ام


گفتی تمام رویش باران نصیب تو


گفتی که خاک باشم و حالا تیمم ام


آب از سرم گذشته که مثل ستاره ها


مابین آسمان و زمین کاملاً گم ام


در کوچه های نیمه شب آواز می شوم


تا نبض شهر پر شود از هر ترنم ام


مادر سری کشید به احساس شعر و گفت:


وقتی تو سومی من دیوانه چندم ام؟


ارث اش به من رسیده که چون موج سرکشم


حس می کنم شبیه خودش در تلاطم ام


وقتی همه به فکر شفایند و من جنون


پس هی جنون به من بده آقای هشتم ام


با عرض معذرت به بزرگی قبول کن


از مادری کبوتر و از من که گندم ام


نوشته های دیگران()

+ و شعری از سیده صدیقه عظیمی نیا

امیر ـزهره :: سه‏شنبه 2/3/1385 ساعت 3:50 عصر

 


تصمیم گرفته ام خدا را بکشم


خصمانه تمام لحظه ها را بکشم


با این که برای من عزیزی حتی


خنجر بکشم شبی شما را بکشم


نوشته های دیگران()

+ و این هم شعری که بیقرار عزیز برایمان فرستاده

امیر ـزهره :: جمعه 15/2/1385 ساعت 12:23 عصر

 

 

بی دل و خسته در این شهرم و دلداری نیست

غم دل با که توان گفت که غمخواری نیست


شب به بالین من خسته به غیر از غم دوست

زآشنایان کهن یار و پرستاری نیست


یارب این شهر چه شهریست که صد یوسف دل

به کلافی بفروشیم و خریداری نیست


فکر بهبود خود ای دل بکن از جای دگر

کندر این شهر طبیب دل بیماری نیست


نوشته های دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ

[25/1/1387- 12:24 ع] این هم یک عذرخواهی
[6/5/1386- 3:35 ع] تقدیم به غریبه از کنارمان رفت
[5/2/1386- 4:53 ع] و اینهم مطلبی زیبا از ونوس عزیز
[18/12/1385- 1:6 ع] و شعری از دوست عزیزم سیدامیرحسین حاتمی نسب
[8/12/1385- 9:57 ع] باز هم به یاد او
[17/10/1385- 10:35 ع] تبریک عید سعید غدیر خم
[9/9/1385- 4:12 ع] این هم شعری از پریسا مقصودی شاعر خوب نیشابور
[2/3/1385- 3:50 ع] و شعری از سیده صدیقه عظیمی نیا
[15/2/1385- 12:23 ع] و این هم شعری که بیقرار عزیز برایمان فرستاده
[آرشیو شده ها]

About Us!
دل نوشته
امیر ـزهره[25]
Hit
مجوع بازدیدها: 3771 بازدید

امروز: 0 بازدید

دیروز: 5 بازدید

Archive


فروردین 1386 [16]

links
نسیم صبا
عشق مشرقی
بی خداحافظی
دریای دل من
حرفهایی در دل نهفته
سمیه ( بی وفا)
نم نم بارون
یادداشت های یک کودک
طلوع شرق
از دریا تا آسمان

LOGO LISTS


In yahoo

یــــاهـو

My music

Submit mail

نام:

ایمیل: